تبلیغات
دانشجویان آمار دانشگاه شیراز ورودی 89 - داستان شریک
دانشجویان آمار دانشگاه شیراز ورودی 89
*statistics of shiraz university*
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


سلام به همه دوستان مخصوصا دوستان گل آماری.


****روزی آمار به اندازه خواندن و نوشتن، از ضروریات زندگی یک ملت پویا خواهد شد.****



زندگی چون گل سرخ است... پر از عطر... پر از خار... پر از برگ لطیف... یادمان باشد اگر گل چیدیم... عطر و برگ و گل و خار همه همسایه دیوار به دیوار هم اند...


بچه ها نظر یادتون نره!!!!!!!!

مدیر وبلاگ : سیده ویلدا افضلی
نظرسنجی
دوست دارید صندلی داغ راه بندازیم؟؟



سال های سال بود كه دو برادر در مزرعه ای که از پدرشان به ارث رسیده بود با هم زندگی میکردند. یک روز به خاطر یک سوء تفاهم کوچک، با هم جرو بحث کردند و پس از چند هفته سکوت، اختلاف آنها زیاد شد ...
سال های سال بود كه دو برادر در مزرعه ای که از پدرشان به ارث رسیده بود با هم زندگی میکردند. یک روز به خاطر یک سوء تفاهم کوچک، با هم جرو بحث کردند و پس از چند هفته سکوت، اختلاف آنها زیاد شد ...

كار به جایی رسید كه از هم جدا شدند. از دست بر قضا یک روز صبح در خانه برادر بزرگ تر به صدا درآمد. وقتی در را باز کرد،
مرد نجـاری را دید .

نجـار گفت: من چند روزی است که دنبال کار می گردم، فکرکردم شاید شما کمی خرده کاری در خانه و مزرعه داشته باشید، آیا امکان دارد که کمکتان کنم؟

برادر بزرگ تر جواب داد : بله، اتفاقاً من یک مقدار کار دارم. به آن نهر در وسط مزرعه نگاه کن، آن همسایه در حقیقت برادر کوچک تر من است. او هفته گذشته چند نفر را استخدام کرد تا وسط مزرعه را کندند و این نهر آب بین مزرعه ما افتاد. او حتماً این کار را بخاطر کینه ای که از من به دل دارد، انجام داده است .

سپس به انبار مزرعه اشاره کرد و گفت: در انبار مقداری الوار دارم، از تو می خواهم تا بین مزرعه من و برادرم حصار بکشی تا دیگر او را نبینم.نجار پذیرفت و شروع کرد به اندازه گیری و اره کردن الوار.

برادر بزرگ تر به نجار گفت: من برای خرید به شهر می روم، آیا وسیله ای نیاز داری تا برایت بخرم؟ نجار در حالی که به شدت مشغول کار بود، جواب داد: نه، چیزی لازم ندارم !

هنگام غروب وقتی کشاورز به مزرعه برگشت، چشمانش از تعجب گرد شد. حصاری در کارنبود. نجار به جای حصار یک پل روی نهر ساخته بود !!!کشاورز با عصبانیت رو به
نجار کرد و گفت: مگر من به تو نگفته بودم برایم حصار بسازی؟

در همین لحظه برادر کوچک تر از راه رسید و با دیدن پل فکر کرد که برادرش دستور ساختن آن را داده، از روی پل عبور کرد و برادر بزرگترش را در آغوش گرفت و از او برای کندن نهر معذرت خواست. وقتی برادر بزرگ تر برگشت، نجار را دید که جعبه ابزارش را روی دوشش گذاشته و در حال رفتن است...

کشاورز نزد او رفت و بعد از تشکر، از او خواست تا چند روزی مهمان او و برادرش باشد.

نجار گفت: دوست دارم بمانم ولی پل های زیادی هست که باید آنها را بسازم....




نوع مطلب : سرگرمی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سعیده سعیدیان
سه شنبه 13 اردیبهشت 1390
شنبه 25 شهریور 1396 05:45 ب.ظ
Magnificent goods from you, man. I have understand your stuff previous to and you're just extremely
excellent. I actually like what you've acquired here, really like what you're
stating and the way in which you say it.
You make it enjoyable and you still take care of to keep it smart.

I can't wait to read far more from you. This is actually a wonderful
web site.
سه شنبه 17 مرداد 1396 10:35 ق.ظ
Hey! I know this is kinda off topic but I'd figured I'd ask.

Would you be interested in exchanging links or maybe guest authoring a blog post or vice-versa?

My site addresses a lot of the same subjects as yours
and I feel we could greatly benefit from each other. If you might
be interested feel free to send me an email. I look forward to
hearing from you! Great blog by the way!
جمعه 13 مرداد 1396 06:48 ق.ظ
Hmm it seems like your blog ate my first comment (it was
super long) so I guess I'll just sum it up what I submitted and say,
I'm thoroughly enjoying your blog. I too am an aspiring blog
blogger but I'm still new to the whole thing. Do you have any helpful hints for inexperienced blog writers?
I'd really appreciate it.
جمعه 25 فروردین 1396 03:18 ق.ظ
What's up to all, how is the whole thing, I think every one
is getting more from this web page, and your views are fastidious in favor of new viewers.
پنجشنبه 29 اردیبهشت 1390 09:39 ق.ظ
very verrrrrrrrry good
سه شنبه 27 اردیبهشت 1390 09:51 ق.ظ
ziba bood
چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390 01:03 ب.ظ
فوق العاده بود........
دستت درد نکنه
سه شنبه 13 اردیبهشت 1390 02:40 ب.ظ
kheili kheili ghashang bood .
سه شنبه 13 اردیبهشت 1390 12:14 ب.ظ
very good
thanks
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

كد تغییر شكل موس

به سایت ما خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای دانشجویان آمار دانشگاه شیراز ورودی 89 محفوظ است